قهرمان ميرزا عين السلطنه
7247
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
زيادى داشت . زيارت كرديم . بعد خانهء آقا جواد برادرزادهء شيخ محمود معروف « 1 » چاى صرف كرديم . از آنجا فتح آباد [ رفتيم ] . شام امشب ما از ناهار روز تفوقى نداشت . آه از نهاد امير نصرت درآمد . بناى مباحثه با حاجى آقا گذاشت . اگر ما را آوردى ورامين بكشى كه بگو ، و الا آن مهمانى ناهارت ، اين شام خانهء خودت . حاجى آقا همه را به خنده و نويد گذراند . وضع زراعت يكشنبه 26 - امروز هوا بهتر بود نسيم داشت . به واسطهء نيامدن باران همه رعايا متوحش هستند . علف ابدا نروئيده ، زمينها خشك [ است ] ، گاو و گوسفند شير ندارد . طورىكه براى صبح ما شير ممكن نشد تهيه كنند . جو خراب است سرمازده ، گندم بهتر است اگر سن نيايد . ترياك و باقلا به كلى خشك شده ، انجير و انار به كلى خشك شده است . سه دسته سن تا حال حركت كرده اما در اين حوالى نريخته . چون امسال بارندگى نشده گرما زودتر شروع كرده ، سن هم به نوبهء خود زودتر حركت كرده . هرجا بريزد كار تمام است . سوار شده رفتيم سر آسياى اميرآباد ، از آنجا به خود ده ( اين دو آبادى فتحآباد ، اميرآباد وصل هم است . ) باغ و عمارت قشنگى دارد ، قلعهء تميز پاك خوبى . برهء اينجا هم رفت پيش والدهء محترمشان . امير نصرت مىگفت من قسم مىخورم دو ماه است مادر را رها كرده براى آنكه ما نخوريم حاجى آقا راضى نمىشود از مادر جدا كنند . مشكوة الملك مشكوة الملكى بود در قديم حاكم همدان . شنيدهام هروقت برايش بره مىآوردند آنقدر آه و ناله مىكرد و غصه مىخورد تا مادرش را هم بياورند و به اين وسيله صاحب گلهاى از ميش و بره شده بود . حاجى آقاى ما هم بد نبود اين سليقه را پيش مىكشيد . وضع رعيتى ورامين ورامين سيصد و شصت ده و دهكده دارد ، به سه پهنام « 2 » تقسيم مىشود . پهنام سوخته ، پهنام وسط ، پهنام عرب . آب آن از رودخانه جاجرود و قنوات است . زمين مسطح حاصلخيزى دارد كه نظير آن در كمتر جائى است . كود و رشوهء اراضى آن از
--> ( 1 ) - مراد شيخ محمود ورامينى است . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - اكنون بهنام مىنويسند . ( ا . ا . )